حسين مروج

506

اصطلاحات فقهى ( فارسى )

موارد استعمال : سرايت قصاص به عهدهء مقتص نيست . شرح لمعه ، كتاب قصاص مقتصّ به - 1 ) شخص مجنّى عليه است . 2 ) عضو مجنى عليه را گويند . موارد استعمال : يكى از شرايط قصاص تساوى مقتصّ به و منه است . شرح لمعه ، كتاب قصاص مقتصّ منه - 1 ) شخص قاتل را گويند . 2 ) عضوى است كه به عنوان قصاص مورد جرح و قطع قرار مىگيرد . موارد استعمال : مساوات در قصاص لازم است مگر جايى كه مقتص منه اخفض ( پست‌تر ) باشد . شرح لمعه ، كتاب قصاص مقدّر شرعىّ - مجازاتى كه شرعا اندازه و مقدار آن تعيين شده است . موارد استعمال : هر عمل خلاف كه در ارتكاب آن مقدر شرعى وجود ندارد مرتكب آن تعزير مىشود . شرح لمعه ، كتاب حدود مقدّمات - امورى است كه براى شروع در امرى لازم است . فرهنگ معارف اسلامى موارد استعمال : مقدمات نماز هفت چيز است . شرايع ، كتاب صلات مقدّمات الوطى - لمس بدن زن و بوسه زدن به آن‌را مقدمات الوطى مىنامند . حديقهء حاشيه ؛ شرح لمعه موارد استعمال : مقدمات وطى را به زن نسبت دادن موجب لعان نمىشود . شرح لمعه ، كتاب لعان مقدور الناذر - مورد نذر طورى باشد كه ناذر بتواند در حال و يا آينده آن‌را انجام دهد ؛ مانند پرواز كردن نباشد . موارد استعمال : يكى از شرايط صحت نذر مقدور الناذر بودن مورد نذر است . شرح لمعه ، كتاب نذر مقذوف - سنگ و يا چيز پرتاب شده . مجمع البحرين در عرف فقيهان ، كسى را گويند كه به او نسبت زنا و يا لواط داده‌اند . موارد استعمال : حد قذف با تصديق و تأييد مقذوف ساقط مىشود . شرح لمعه ، كتاب حدود مقذوف به - عمل بدى است ( مانند زنا ، لواط ) كه به ديگرى نسبت داده مىشود . موارد استعمال : در صورت تقاذف دو نفر حد ساقط مىشود و لو اين‌كه مقذوف به مختلف باشد . تحرير الوسيله ، كتاب حدود مقرّ - برقراركننده . جواهر الكلام در عرف فقها ، كسى را گويند كه اقرار و اعتراف مىنمايد . موارد استعمال : مقرّ بايد بالغ و عاقل و خالى از حجر سفهى باشد . شرح لمعه ، كتاب اقرار مقرض - وام گيرنده ، وام دهنده در عرف فقها ، وام دهنده است . موارد استعمال : مقترض مىتواند با وجود عين قرض مثل آن‌را به مقرض پرداخت نمايد . شرح لمعه ، كتاب قرض مقسوم - قسمت شده ، بخش شده . در عرف فقيهان ، مالى را گويند كه فعلا مشترك نباشد خواه قبلا مشترك باشد ، خواه مشترك نباشد .